نیمه ی پنهان

 
دو پست در يک!
نویسنده : مجید - ساعت ۳:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱٢/٢٠
 

۲۶ سال و ۴۱ روز پیش جایی توی شهری پسرکی به دنیا اومد. ۲ سال بعد هم توی یه شهر دور که هرجور حساب کنید ربطی به شهر اول نداشت دخترکی به دنیا اومد. روزگار چرخید و چرخید یه ۲۲ سالی گذشت تا اینکه توی یه روز زمستونی نگاه پسرک افتاد تو زندون دوتا چشم سیاه درشت و  قصه آغاز شد. حالا الان دخترک تولدش بود و ما کلی شادی کردیم از سرنوشتی که دچارش شدیم. تولدت مبارک گلم.

متفاوت نبشتیم چون متفاوتمان می آمد!

.

.

.

پ.ن: این صندلی دلش برای صاحبش تنگ می شود..


 
comment نظرات ()